محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

فضايح الصوفيه 47

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

پس اگر خداى تعالى حلول كند در غير لازم آيد كه ممكن باشد نه واجب ؛ نعوذ باللَّه من هذا الاعتقاد . ودويّم : مذهب اتحاديّه است ايشان گويند ما با خدا يكى شده‌ايم و همچنين خداى تعالى با همهء عارفان يكى مىشود وعقل ببطلان اين مذهب نيز قاضى است ، اين فرقه حق تعالى را تشبيه مىكنند به آتش و خود را به آهن و انگشت ، ومىگويند : چنانچه آهن و انگشت ، به سبب ملاقات ومصاحبت آتش ، آتش مىشوند ، عارف نيز ، به واسطهء قرب به خدا ، خدا مىشود . و اين سخن نيز محض كفر وزندقه است و هر كه اندك عقلى دارد مىداند كه از اينكه ممكنى طبيعت ممكنى گيرد ، يا به صفت و رنگ ممكنى بر آيد لازم نمىآيد كه واجب ممكن ، يا ممكن واجب شود ، و همچنين هر كه از خِرَد نصيبى دارد مىداند كه ممكنات را به واجب ، و واجب را به ممكنات قياس كردن معقول نيست ، و صاحب اين اعتقاد مانند حلولى كافر و بى دين وملحد وزنديق ولعين است . وبدانكه ! بنابر اعتقاد اين دو طايفه تعدّد وتكثّر إله لازم مىآيد ، زيرا كه مىتواند بود كه در هر عصرى هزار عارف و زياده به هم رسد ، چنان كه قيصرى در « شرح فصوص » گفته : كه تكفير نصارا نه به سبب اعتقاد خدائيّت عيسى بود ، بلكه به